السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
549
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
گويد : « گفتهاش : لكان عمربنالخطاب ، شايد كه ايشان صلى الله عليه و آله و سلم از اين جهت گفته كه عمر الهام شده و محدَّث بوده و فرشته در قلبش حق را القا مىكرد و او را مناسبتى با عالم وحى و نبوّت بود . و خداوند داناتر است . » و پنجم : شيخ ولىاللَّه دهلوى گويد : « نوع سى و نهم : اگر بعد از او صلى الله عليه و آله و سلم پيامبرى بود ، عمر مىبود از عقبةبنعامر روايت شده كه او گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت : اگر بعد از من پيامبرى بود ، عمربنخطاب بود ، ترمذى آن را نقل كرده است . » « 1 » 2 - عمر معصوم نيست مسلمانان اتّفاق كردند كه عمر هرگز معصوم نبوده است و شواهد بر آن از سخن خودش و ديگران جداً بسيار است و كسى كه هرگز معصوم نبوده ، حتماً جايز نيست كه پيامبر باشد و سخنِ مورد حجّت قرار گرفته كه دلالت بر جواز نبوّت عمر اگر پيامبرى بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىبود دارد باطل است . 3 - لازمهى اين حديث ، افضليّت عمر بر ابوبكر است لازمهى اين سخن برترى عمر بر ابوبكر است ، ولى اهل سنّت اجماع كردهاند كه ابوبكر افضل است و اين خود دليل ديگرى بر باطلبودن اين حديث گمانى است . و از شگفتىهاست اين كه بعضى از آنان اين حديث را دليل آوردهاند كه افضليّت به ترتيب خلافت است ، تفتازانى در « تهذيب الكلام » گويد : « افضليّت به 2 ترتيب خلافت است ؛ امّا به طور اجمال : چون اتّفاق اكثر دانشمندان بر آن ، نشان مىدهد كه دليلى براى آن دارند ، و امّا تفصيلش به خاطر فرمودهى متعال است ، « وَ سيجنّبها الأتقى الّذي يؤتىِ ماله يتزكّى » « 2 » و او ابوبكر است . و به خاطر گفتهاش عليه السلام : به خدا سوگند خورشيد طلوع و غروب نكرد بعد از پيامبران و فرستادگان بر كسى برتر
--> ( 1 ) . قرةالعينين / 18 . ( 2 ) . ليل / 17 و 18 .